ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .
.
.
شب یلداست؛
شبى که در آن انار محبت دانه مى شود
و سرخى عشق و عاطفه ، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما
شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها
در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود . . .
.
سیاهی پیراهن عزای حسین بلندترین شب یلدای شیعه هاست
امشب از قصه ی غصه های کربلا بگیم . . .
.
.
درنای خشک مرثیه خوان نمانده است / طفلی برای زینت کبری نمانده است
باید به جای حافظ و سعدی لهوف خواند / دیگر برای ما شب یلدا نمانده است . . .
یا حسین
.
.
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم . . .
.
.
.
ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .
تاريخ : یکشنبه 30 آذر 1393 | 18:36 | نویسنده : yas_mahdi |
ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By Pichak :.

